بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )

257

خلاصة التجارب ( طبع جديد )

علاج اين تب خفيف بود از آنچه در علاج محرقه گفته شد و قريب بود به علاج غب لازمه و در رفع امراض نيز قريب به آن‌ها بايد . ليكن چون اينجا لرزى و نوبتى و آسايشى هست چند چيزى مرعى بايد داشتن : يكى آنكه در نزديك نوبت و در ابتداى آن و در حين سرما و لرز و اشتداد تزايد حرارت هيچ‌چيزى كه غذا باشد نبايد دادن ، جهت آنكه طبع مشغول است به دفع خصم و بازپرداختن به هضم نتواند . پس غذا سبب گران‌بارى طبيعت گردد و نوبت دراز گردد و باشد كه منفذها و اخلاط را تنگ سازد و اندر آن خطرى بزرگ بود و نيز چون هضم غذا ضعيف است خلط خام از او پديد آيد و فسادات ديگر از آن متوقع بود و بعد انحطاط حرارت خصوصا به وقت اشتها در غذا و شربت مختارند . و ديگرى آنكه در حين آغاز نوبت اگر شربت از سكنجبين در آب يا در آب هندوانه برآشامد و قى كند و به تخصيص گاهى كه غثيان هم مىباشد عظيم نافع آيد و بسيارى را ديدم كه بدين تدبير به زودى از مرض خلاصى يافتند . و ديگرى آنكه چون در هفتم بحران تمام نشود و در هشتم يا در دهم يا در دوازدهم به ملين لايق اسهال صفرا به قدر مناسب كند و بسيار كس را شير خشت و سنا در آب آلو و گلاب دادم بيست مجلس و كمتر و بيشتر اسهال شد و صحت يافتند . و بعضى را از بعد آن به نوبت بردى و حرارتى يك نوبت و دو نوبت مىآمد و به مراعات غذا و كم خوردن تمام صحت مىيافتند . و بايد كه بعد از اين مسهل چيزهايى كه بلغم‌فزا باشد كم به كار دارند كه بيم حدوث غير خالصه و حمى بلغمى بود و اين هنگام سكنجبين بزورى معتدل و اصول عظيم نافع آيد و ساده مضر بود . محمد ذكريا گويد كه دانگى و نيم سقمونياى مربا در بيست درم سنگ جلاب حل بايد كردن و سحرگاه روز آسايش در اوايل اين مرض دادن در غير فصل گرما و بلاد حاره تا به يك بار از صفرا پاك كند و تدارك سقمونيا به شراب بهى كردن و از پى اين تنقيه تب بازنيايد و اگر آيد ضعيف بود و به زودى مرتفع گردد و اين شربت اقويا و مردم رسيده و به قوت را شايد . ديگرى آنكه در روزهاى آسايش آب سرد بسيار و سردىها و ترىها و ترشىهاى مضعف معده نخورد كه در وقت غير حرارت ضعف آوردن آن‌ها بسى ظاهر گردد و نضج به دورى كشد و يمكن كه خلطى متولد گردد وحشت زياده شود . و در اين تب چون به حال آسايش هست به آب سرد غلبه و مبردات بسيار احتياج بيفتد . ديگرى آنكه در نزديك نوبت تن خود را پوشيده دارد و خود را به امرى مرغوب غير مضعف مشغول گرداند و اگر چنانچه قى نتواند كردن به دستورى كه مذكور شد شربت ملين كه تعديل صفرا كند مثل معصور انار ترش با اندك شكر و يا نقوعات بخورد ، مفيد آيد . و در اثناى حرارت اگر سخت غلبه باشد شربت‌هاى خنك با طباشير در پى آن بايد دادن . و در انحطاط حرارت اگر پاى اندر آب گرم نهند لحظه با قى وحشت حرارت را از سرفه فروكشد . و گفته‌اند كه روزهاى آسايش بايد كه او سكنجبين سرد كرده خورد و از پس آن به دو ساعت كشكاب خورد و از پس آن به چهار ساعت شربتى ديگر سكنجبين خورد و از پس آن به دو ساعت زروره خورد و يا زيرباجى مناسب . و من آش ناربا كه از برنج و نخود و نعناع و چغندر به دستور پخته باشند بىگوشت ، عظيم نافع يافتم در